تبلیغات
نوجوانان..9javanan - راه دشوار
عیب کار اینجاست که من ” آنچه هستم ” را با ” آنچه باید باشم ” اشتباه می کنم ، خیال میکنم آنچه باید باشم هستم،

راه دشوار

خواستم سَــــری به ســِـــر آسمان ببرم

خود را تا پای جاده کشاندم

نگاهی به دورم انداختم

راه بود ، جاده بود ،عبورم برای همه آزاد بود

خواستم حرکت کنم

با دقـــت به اطرافم نگاه کردم

جاده ای را دیدم که پر از موانع سخت است

اطرافم را دیدم که باتلاقی است که اگــــــر

قدمی اشتباه بردارم ، من را به داخل می کشد

صــــــــــــبر کردم

از عقلی که خدا به من داده بود کـــمک خواستم

بالاخره نتیجه گرفتم که

عبور از جاده ای که به مقصد همه ی مخلوقـــــات ختم می شود

کار من نیست

شبیه مبارزه ای است که اگر فن های مبارزه را بلد نباشی

بی درنگ نابود خواهی شد

می روم و بعدا دوباره بر میگردم

خودم می دانم هنوز  خود و هدفم  را نشناخته ام

تا چه برسد به شناختن...

برچسب ها: راه، راه دشوار، آسمان، جاده، باتلاق، مبارزه، صبر، مخلوق، عبور، سر،
[ چهارشنبه 17 خرداد 1391 ] [ 12:59 ب.ظ ] [ سلیم ] [ حرف دل() ]