تبلیغات
نوجوانان..9javanan - باران دلتنگی..
عیب کار اینجاست که من ” آنچه هستم ” را با ” آنچه باید باشم ” اشتباه می کنم ، خیال میکنم آنچه باید باشم هستم،

باران دلتنگی..

 

وقتی باران دلتنگی در كوچه باغ قلبت بارید،

دلت را دریا كن كه قطره در دریا گم میشود.

وقتی نسیم ملایم احساس در قلبت شروع به وزیدن كرد،

نگذار طوفان حوادث آن را در خود گم كند.

وقتی جوانه ی عشق در قلبت جوانه زد،

آنرا پرورش بده تا پای عفریت روزگار آن را لگد مال نكند.

وقتی از روزگار دلسرد شدی،

 باجرقه ی محبت، آتش عشق را در وجودت شعله ور كن.

وقتی از عشق و روزگار هر دو نا امید شدی،

دست به دامان كسی شو كه جز او گره گشای نیست!

و اینک ساكت و سرد در گوشه ای می نشینم تا تمنای قلبم را

از درون با التماس وخواهش دیگران از بین ببرم.

سیلی سرد روزگار را بر صورت زده

تا قرمزی ظاهر، درد درون را پنهان كند!

قدمهایم را استوار می کنم تا ریزش

قلبم از درون سستی پاهایم را نمایان نكند!

در جمع نشسته ام اما تنها ترینم...

و تنهاترین تنهایی ها همیشه در كنارم است!

سر افراز و سر بلند چون سروایستاده ام،

 تا از شكستن قامتم در زیر آوار روزگار كسی خبر دار نشود!

و...

 تا شاید روزگار این چنین طی شود

كه باعث رنجش و آزار دیگران نباشم.

 



برچسب ها: باران، دلتنگی، دل، دریا، دلسرد، روزگار،
[ دوشنبه 25 شهریور 1392 ] [ 08:27 ب.ظ ] [ سلیم ] [ حرف دل() ]