تبلیغات
نوجوانان..9javanan - دیشب با خدا دعوایم شد …
عیب کار اینجاست که من ” آنچه هستم ” را با ” آنچه باید باشم ” اشتباه می کنم ، خیال میکنم آنچه باید باشم هستم،

دیشب با خدا دعوایم شد …

دیشب با خدا دعوایم شد …

دیشب با خدا دعوایم شد …


با هم قهر کردیم  ؛ فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد


­ رفتم گوشه ای نشستم . . .


چند قطره اشک ریختم و خوابم برد . . .


صبح که بیدار شدم ،  مادرم گفت :


 "نمی دانی از دیشب تا صبح چه ” بارانی ” می آمد . . ."







برچسب ها: خدا، دعوا، قهر، اشک، باران، صبح،
[ دوشنبه 13 آبان 1392 ] [ 08:19 ب.ظ ] [ سلیم ] [ حرف دل() ]